مهمترين موضوع دانش سياست، نهاد دولت است. همهي شاخههاي دانش سياسي از منظر خاص خود با پديدهي دولت و قدرتِ دولتي سروكار دارند. فلسفهي سياسي از دولت آرماني سخن ميگويد و بحث از عدالت،فضيلت،اخلاق،برابري و آزادي را به آن پيوند ميدهد. اينك به مهم ترين مفاهيم در دانش سياسي اجمالا اشاره مي كنيم.
دولت:
دولت عاليترين مظهر رابطهي قدرت و حاكميتي است كه به گفتهي ماكس وبر "انحصار كاربرد قدرت مشروع" را در همهي جوامع در اختيار دارد. مهمترين وجه حاكميت دولت، وضع و اجراي قوانين است. قدرت، منبع مورد استفادهي دولت و سياست، مجموعهي اعمال دولت ميباشد. دولت مظهر مصلحت عمومي است و اساسا موسسهاي اخلاقي،مذهبي و اقتصادي نيست و كار-ويژههايي از قبيل حفظ امنيت،حراست از حقوق افراد جامعه، ايجاد همبستگي و تامين حداقل رفاه و آسايش براي مردم از جمله مسئوليتهاي دولت ميباشد. ناگفته پيداست كه دولت پديدهاي چند وجهي است و شالودهي واحدي ندارد.
حاكميت:
حاكميت در نظريهي كلاسيك به معني عاليترين اقتدار در دولت است كه ممكن است در يك فرد يا در مجمعي از افراد تجلي يابد. قانون، حكم شخص يا نهاد واجد حاكميت است. از اين رو در دموكراسيها حاكميت از آن پارلمان است كه طبق تعريف نميتواند محدود به حدود قانوني بالاتر از خود باشد. حاكميت در حقوق بينالمللي نيز به معناي آزادي هر دولت از كنترل و مداخلهي خارجي است.
سياست:
سياست به مفهوم عمل اخذ تصميم و اجراي آن است. دولت براي اخذ و اجراي تصميمات به عنوان سياست نياز به قدرت و توجيه قدرت يعني اقتدار، مشروعيت و ايدئولوژي دارد. ملاك تنوع در سياست، اساس تقسيم بندي نظامهاي سياسي است. براي مثال شيوهي تصميم گيري در دموكراسيها و ديكتاتوريها متفاوت است. قدرت، اجبار، نفوذ، فشار و غيره ابزارهاي سياست شمرده ميشوند. موضوع(يا مفعول) عمل سياست يعني مردم بواسطهي همان ابزارها از تصميمات دولت پيروي ميكنند. سياست فعاليتي گروهي است و همواره به دو يا چند بازيگر نياز دارد.
No comments:
Post a Comment