Thursday, June 21, 2007

مفاهيم اساسي در دانش سياسي(1)

مهم­ترين موضوع دانش سياست، نهاد دولت است. همه­ي شاخه­هاي دانش سياسي از منظر خاص خود با پديده­ي دولت و قدرتِ دولتي سروكار دارند. فلسفه­ي سياسي از دولت آرماني سخن مي­گويد و بحث از عدالت،فضيلت،اخلاق،برابري و آزادي را به آن پيوند مي­دهد. اينك به مهم ترين مفاهيم در دانش سياسي اجمالا اشاره مي كنيم.

دولت:

دولت عالي­ترين مظهر رابطه­ي قدرت و حاكميتي است كه به گفته­ي ماكس وبر "انحصار كاربرد قدرت مشروع" را در همه­ي جوامع در اختيار دارد. مهم­ترين وجه حاكميت دولت، وضع و اجراي قوانين است. قدرت، منبع مورد استفاده­ي دولت و سياست، مجموعه­ي اعمال دولت مي­باشد. دولت مظهر مصلحت عمومي است و اساسا موسسه­اي اخلاقي،مذهبي و اقتصادي نيست و كار-ويژه­هايي از قبيل حفظ امنيت،حراست از حقوق افراد جامعه، ايجاد همبستگي و تامين حداقل رفاه و آسايش براي مردم از جمله مسئوليت­هاي دولت مي­باشد. ناگفته پيداست كه دولت پديده­اي چند وجهي است و شالوده­ي واحدي ندارد.

حاكميت:

حاكميت در نظريه­ي كلاسيك به معني عالي­ترين اقتدار در دولت است كه ممكن است در يك فرد يا در مجمعي از افراد تجلي يابد. قانون، حكم شخص يا نهاد واجد حاكميت است. از اين رو در دموكراسي­ها حاكميت از آن پارلمان است كه طبق تعريف نمي­تواند محدود به حدود قانوني بالاتر از خود باشد. حاكميت در حقوق بين­المللي نيز به معناي آزادي هر دولت از كنترل و مداخله­ي خارجي است.

سياست:

سياست به مفهوم عمل اخذ تصميم و اجراي آن است. دولت براي اخذ و اجراي تصميمات به عنوان سياست نياز به قدرت و توجيه قدرت يعني اقتدار، مشروعيت و ايدئولوژي دارد. ملاك تنوع در سياست، اساس تقسيم بندي نظام­هاي سياسي است. براي مثال شيوه­ي تصميم گيري­ در دموكراسي­ها و ديكتاتوري­ها متفاوت است. قدرت، اجبار، نفوذ، فشار و غيره ابزارهاي سياست شمرده مي­شوند. موضوع(يا مفعول) عمل سياست يعني مردم بواسطه­ي همان ابزارها از تصميمات دولت پيروي مي­كنند. سياست فعاليتي گروهي است و همواره به دو يا چند بازيگر نياز دارد.

No comments: