Wednesday, June 20, 2007

سرشت دانش سياسي

مفهوم علم سياست:

در علم سياست از دو مفهوم مي­توان سخن گفت كه مفهوم "خرد" آن با سياست­ها،اعمال،شيوه­ي اِعمال قدرت و نحوه­ي اداره­ي امور جامعه توسط نهادهاي حكومتي و مفهوم "كلان" آن با قدرت به معناي كلي، تكوين،استمرار و زوال حكومتها، فلسفه­هاي سياسي و ... سروكار دارد. از اين رو در تعبيرهاي مختلف، دانش سياسي به عنوان دانش قدرت،دولت،رفتار و تصميم گيري سياسي و اداره­ي امور عمومي تعريف شده است.

شأن علمي سياست:

اگوست كنت علوم را بر اساس دو محور طبقه بندي مي كرد: كليت و تركيب. براي مثال رياضيات از نوع اول و احكام صادره­ي آن كلي و جامعه­شناسي از نوع دوم و نتايج آن جزيي است. رياضيات دانشي انتزاعي است اما علم جامعه با موضوعات پيچيده و چند وجهي سروكار دارد و در آن جدايي كامل ميان ذهن و عين ممكن نيست. سياست نيز از نوع علوم تركيبي است كه علمي كردن آن به شيوه­ي دانشهاي طبيعي تنها در قرون نوزده و بيست به اوج خود رسيد.

سودمندي دانش سياسي:

اگرچه دانش آموخته­گان علم سياسي لزوما سياست مدار نيستند و سياست مداران نيز غالبا به اين علم آگاهي ندارند، اما اصولا دانش در كنار ثروت يا تعلق به طبقه­ي خاصي مانند روحانيت يكي از منابع فرعي كسب قدرت سياسي در تمامي جوامع مي­باشد. از طرفي تحولات سياسي بر كل حيات جامعه تاثير مي­گذارند. جنگ،انقلاب يا كودتا پيامد يك سوء تصميم و اصلاحات فرهنگي، ديني و ... نيز حاصل يك حسن تصميم مي­باشند. بنابراين سياست در تمامي شئونات زندگي انسانها تنيده شده، تعيين كننده ترين عامل در زندگي ايشان است و فرد به محض تولد در چشم انداز قدرت دولتي قرار مي­گيرد: سرشماري مي­شود، شناسنامه مي­گيرد و ...

سابقه­ي علم سياست به مفهوم جديد:

سابقه­ي كوشش براي تأسيس علم سياست به مكتب اثبات­گرايي در قرن نوزدهم بازمي­گردد. اثبات­گرايان پيشرفت علوم طبيعي را نتيجه­ي رهايي از قيد و بند نگرشهاي متافيزيكي مي­دانستند و در پي كاربرد همان روشها در علوم اجتماعي و سياسي بودند. اگوست­كنت سياست را در مقايسه با فيزيك، فيزيك اجتماعي مي­دانست. ميراث اثبات­گرايي به رفتارگرايي در قرن بيستم رسيد. پس از جنگ جهاني دوم گرايشهاي علمي و تجربي گوناگوني در دانش سياسي ظاهر شدند كه مهم­ترين­شان عبارتند از : نگرش سيستمها، نگرش كاركردي، نگرش كنش عقلاني.

No comments: